بیداری قهرمان درون
تست های روانشناسی

 


آزمون های شخصیت شناسی بر اساس آرکی تایپ های ۱۵ گانه اسطوره های یونانی  و همچنین آزمون سفر قهرمانی با توجه به ۱۲ کهن الگوی سفر قهرمانی را می توانید از لینک زیر دریافت کرده و به صورت آنلاین نتایج را دریافت بفرمایید. برای اطلاع بیشتر در خصوص نتایج تست می توانید از مطالب سایت استفاده کنید . 

اینجا کلیک کنید 

 

 

...

پيام هاي ديگران()     link     شنبه ۱۳٩۱/۳/٦ - مهسا

سایت بیداری قهرمان درون

مطالب موجود در این مجموعه وبلاگ ها را می توانید در سایت بیداری قهرمان درون ، با امکانات جستجوی مطالب و طبقه بندی مباحث ،ملاحظه بفرمائید .

www.ghahremanedaroon.ir

 

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱۳٩٠/٦/٢٧ - مهسا

یکی دیگر از شقوق حامی غیر سارنده

 

در مطالب قبل در زمینه کهن الگوی حامی ، در  خصوص برخی از حالتهای حامی گری غیر سازنده اشاره کردیم.

یکی از نکات بارز در افرادی با حامی گری های غیر سازنده ، کنترلی است که بصورت بیرونی و یا درونی اعمال می کنند !


به عنوان مثال مادرانی را تصور کنید که با دهندگی های بیش از اندازه خود ، اجازه یادگیری و رشد و استقلال را به فرزندانشان نمی دهند ، تا آنها را همواره محتاج و نیازمند به خود نگه دارند ، و در صورتیکه احیاناً روزی روزگاری ، فرزندانشان بخواهند تصمیمی به جز آنچه آنها صلاح می دانند بگیرند ، با قطع کامل دهندگی هایشان و تحریم های شدید ، عملاً فرزندان را فلج می کنند تا عیناً مطابق خواست و صلاحدید و دلبخواه مادر عمل کنند !!!


کنترلر بودن این افراد را در تمامی زمینه ها می توان به وضوح دید . این افراد به خوبی از توانایی خود در زمینه اطلاع دارند و می دانند ، چه زمانی ، چگونه و به چه صورت ، با دادن چه مقدار حمایت ، می توانند هر کسی را تحت کنترل در آورند ! آنها از دهندگی برای رسیدن به هر آنچه می خواهند استفاده می کنند !!!

این رویکرد را حتی در زمان بروز اتفاقات و تجارب روزمره ، چه کوچک و چه بزرگ نیز اعمال می کنند !

بطوریکه اگر در راه رسیدن به هدف ، اژدهایی چند سر، خشمگین و عصبانی و با هیبت، پیش رویشان باشد و قصد جان آنها را داشته باشد ، با دهندگی و آغوش و حتی گاهی با چند کلام مهربان ، با او درست مانند طفل تازه به دنیا آمده ای رفتار می کنند و به راحتی اژدها را مانند حیوان خانگی رام شده ای تحت کنترل خود  می گیرند !


اینگونه حامی گری ها که به نیت کنترل همه جانبه صورت می گیرد ،  رفتاری بازنده- بازنده محسوب می شود . همانطور که می دانید ، بهترین تعامل زمانی است که با رویکرد و نتیجه برنده- برنده همراه باشد تا طرفین تعامل از ان سود ببرند نه حتی یکی از آنها  ، اما در این پروسهء کنترل شدید حامی، هر دو طرف آسیب می بینند !

شخص حامی ، به دلیل اینکه به جای اینکه به تجربه پیش روی خود توجه کند و  با توجه به ظرائف موجود در آن لحظه درس تجربه خود را بگیرد ، تنها برای رسیدن به هدف شخصی خود تلاش می کند ( حامی گری هایش در خدمت جنگوی غیر سازنده ای است که ، هدفش شخصی است ) ، و شخص حمایت شونده نیز ،از آن جهت که  نمی تواند مستقل اندیشیده و  انتخاب کند ، در نتیجه همیشه آویزان باقی می ماند و نمی تواند رشد کند .

 

البته ، این نکته نیز قابل تامل است که ،  حمایت از سایرین به خودی خود ، اشکالی ندارد و ما تنها به حالتی اشاره کردیم که این حمایت ها هر چند به ظاهر از سر عشق و دلسوزی صورت می گیرد ، اما در نهان  هدفی اشتباه و آسیب رسان را در پی دارد .

 اهمیت و ارزش حامی و حامیگری بر کسی پوشیده نیست ، از این رو کسب آگاهی در جهت شناخت آن و درست استفاده کردن نیز بسیار ضروری است . تصویر خورشید را به عنوان حامی متعالی در ذهن داشته باشیم و بدون دریغ و توقع ، و بدون اینکه قصد کنترل را داشته باشیم ، صرفاً برای زندگی کردن بعد حامی وجودمان حمایت کنیم ، تا به صورت برنده- برنده ، هم خود و هم سایرین از آن لذت ببریم و رشد کنیم .

 

...

پيام هاي ديگران()     link     جمعه ۱۳٩٠/٦/۱۸ - مهسا

بروز رسانی

صفحه شخصیت شناسی ایزد بانوان ، با مطلبی در خصوص ایزد بانو آتنا ، با عنوان نحوه فعالیت انرژی کهن الگوی آتنا در زندگی روزمره ! (3) بروز رسانی شده است .

...

پيام هاي ديگران()     link     سه‌شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٥ - مهسا

دیگران آئینه ما برای شناختمان از خود هستند

بارها در مطالب قبلی در خصوص اهمیت تعامل گفتگو کردیم و اشاره شده بود که :

" راه خدا از میان خلق خدا می گذرد "

با گوشه نشینی و عزلت نشینی ، ابعاد بسیاری از وجود بی گران ما ، رشد نیافته باقی می ماند و برای رشد همه جانبه ، همه ابعاد وجودی نیازمند تعامل با دیگران و زندگی کردن در جامعه هستیم .


اما تعامل صحیح ، خود هنری بسیار مهم است ، متاسفانه اغلب ما تعامل سازنده را بلد نیستیم ، نمی دانیم و یا فرامو ش می کنیم که از یک رایطه چه می خواهیم و جه هدفی داریم ؟

گاهی اوقات پیش می آید که دقایق ئ حتی ساعاتی را به عیب جویی از دیگران می پردازیم ، در حالیکه اگر به جای این رفتار ، متوجه خودمان باشیم و  ببینیمکه برای چه دراین تعامل هستیم و معایب ما چیست ، برا یخودمان بسیار بیشتر سازنده خواهد بود

به خاطر داشته باشیم که دیگران در این  ارتباطات و تعاملات مختلفی که با ما دارند ، چه شغلی ، چه خانوادگی ، دوستانه  و هر تعامل دیگری ، در جایگاه  فردی که با او ارتباط داریم ، برای ما نقش آینه رو ایفا می کنند، چراکه هر یک از ما لایه های شخصیتی عمیق و پیچیده ای داریم که مسلماً به تمامی ابعاد آن آگاهی نداریم ( پیشنهاد می کنیم در این خصوص مطلابی که با عنوان سایه نوشته شده است را مطالعه بفرمائید )  و چه خوب و عالی که ما فقط به همین مطلب در این راستا آگاه بشیم .

نقش او فانی و او شد آینه                  غیر نقش روی غیر آنجا نه
گر کنی تف سوی روی خود کنی                          ور زنی بر آینه بر خود زنی
او نه این است و نه آن، او ساده است          نقش تو در پیش تو بنهاده است


دیگران ، آیینه ای هستند که ما می توانیم ابعاد سرکوب و زندگی نکرده خود مان را که به هر دلیلی به آنها آگاه نیستیم و نمی شناسیمشان را به ما نشان بدهند . ( پیشنهاد می کنیم در این خصوص مطلب مربوط به فرافکنی را مطالعه بفرمائید ، فرافکنی یعنی  نسبت دادن غیر ارادی رفتار ناآگاهانه خود به دیگران است. بطوریکه فکر می کنیم این ویژگی فقط در دیگران وجود دارد نه در ما )!!!

هر یک از ما در دیگران ، همان چیزی را می بینیم که در قسمتی از وجودمان وجود دارد 

هر کسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

و اگر غیر از این شکل به تعامل بپردازیم ، قطعاً بدون حضور و وجود آینه قادر به دیدن بسیاری از قسمتهای رفتاری ، اعتقادی ، و حتی ظاهری بدنمون برای تنظیف و تذهیبشون نیستیم و نخواهیم بود

 ما انسانها چند بعدی هستمی و مسلماً برای دیدن قسمتهایی از وجودمون نیاز به چند و یا چندین آینه با چیدمان خاص هستیم و این جزو اصول لا یتغیر وجودی ما برای رشد و تعالی و بی عیب شدنمان است


پس آگاهانه تعاملات خودمان را انتخاب کنیم ، و در طی این پروسه از هر گونه فرار و جا خالی دادن  ،و یا تخریب افراد دیگر خودداری کرده ، و از تک تک این تعاملات درس مربوطه را اتخاذ کنیم .

...

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٩ - مهسا

خوشبختی حقیقی چگونه بدست می آید ؟

تعریف شما از خوشبختی چیست ؟ چه کسی را خوشبخت و یا چه کسی را بدبخت می نامید ؟ ایا خودتان را خوش بخت میدانید ؟ اصلاً معیار شما برای تعیین خوشبخت بودن خودتان یا دیگران چیست ؟


برخی بخت و اقبال را ، موضوعی نوشته شده و معین و غیر قابل تغییر در زندگی انسان می دانند و قائل به هیچ تغییری در آن نیستند . احتمالاً این ضرب المثل قدیمی ار شنیده اید که " گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه ، به آب زمزم و کوثر نتوان کرد سفید " ، این ضرب المثل از آن دست مطالب قدیمی است که نیاز به تغییر و به روز رسانی دارد ( پیشنهاد می کنیم در این خصوص مطلب   ضرب المثل ها و چگونگی اثرگذاری آنها بر اعمال و افکار مان را مطالعه بفرمائید ) .


این نظریات در حالی بیان می شود که ما همگی انسانیم و حق انتخاب داریم . هر لحظه از زندگی پیرامون ما بی نهایت انتخاب وجود دارد که با گزیدن آنها می توانیم  زندگی خود را بیآفرینیم . از انتخابهای ساده و پیش پا افتاده گرفته تا انتخابهای مهم و تاثیر گذار .و البته قطعاً مسئولیت این انتخابها نیز بر عهده خود ما است . ( همین پذیرش مسئولیت باعث میشود که ما در جبر انتخابهای گذشته مان باشیم )

این انتخابهای ریز و درست ،قطعاً بایستی آگاهانه و بر اساس حوزه سر و منطق صورت بگیرد، تا بر اساس آن بتوانیم زندگی مناسب و متناسب و درخور خود را فراهم کنیم . و به اصططلاح خوشبخت باشیم .  


همانطور که در مطلب سرگذشت و سرنوشت ، اشاره کرده بودیم ، این ما هستیم که با استعانت از ذهن و آگاهی هایمان ، زندگی نامه خود را می نویسیم .کلمات سر گذشت ، و سرنوشت ، هر دو اشاره به این نکته اشاره می کنند که نوشتن چگونگی زندگی ما بر عهده حوزه سر ما است  ( خواندن مطلب سرنوشت، سرگذشت ، و آنچه که به سرمان آمده است  را در همین زمینه به شما پیشنهاد میکنیم )   

 

به عبارتی ،خوشبخت آن کسی است که سر نوشت خود را ، همانا خوش بختی و بختِ خوش خود قرار داده و سرنوشت خود را حقیقتاً ، آگاهانه و مسئولانه و در هر لحظه ، و با حوزه سر ، یعنی حضور فعال حوزه ذهن با مدیریت هماهنگِ همسو با شعف روز افزون  ، نوشته باشد و پس از آن د ر پذیرش مقدرات جهان هستی باشد و با آغوش باز به استقبال هدایای باشد که جهان هستی برایش مقدر کرده است . هرچند این هدایا در ظاهر با آنچه او ، مناسب می داند مغایر باشد .

 بر اساس این رویه  خوش بختی اش را در هر لحظه تدبیر کرده و همچنین ، همزمان می آفریندش . . .


خوش بخت باشید

...

پيام هاي ديگران()     link     یکشنبه ۱۳٩٠/٦/٦ - مهسا

حرکت از واقعیت واقع شده به سمت حقیقتی که حقیقی است

تا به حال به تفاوت کلمات واقعیت و حقیقت اندیشیده اید ؟

برخی از ما در مکالمات روزمره مان از این دو واژه به صورت مترادف استفاده می کنیم، در حالیکه این کلمات تفاوت بسیاری با هم دارند و از آنجاییکه ، کلام اثر گذاری بسیاری در  تعاملات ما و همچنین در روان و خود آگاه و ناخودآگاه ما دارد ، لازم است کلمات را بطور صحیح بشناسیم و در انتخاب کلام دقت بیشتری کنیم.



واقعیت چیست ؟

واقعیت ، از ریشه "و ق ع " بوده و به معنای حادثه و پیش آمد ، است. زمانیکه چند نفر از جهات مختلف به یک صحنه نگاه می کنند ، هر کدام با توجه به زاویه دید ، موقعیت خود ، طرز فکر و پیش زمینه های ذهنی که دارند ، به نحوی خاص صحنه را می بینند !

واقعیتِ یک تجربه از  نظر من ، با واقعیت همان تجربه از نظر شما و یا هر شخص دیگری متفاوت است ! این تفاوت ها کاملاً طبیعی است (لینک به مطلب تخته سیاه ) ، چرا که هر یک از ما با توجه به خصوصیات شخصی و تجارب خودمان از کودکی تا به این لحظه ، به نکاتی خاص توجه می کنیم  و برخی موارد از نظر ما بی اهمیت است و حتی آنها را نمی بینیم .

می توان گفت ، چیزی که هر یک از ما ، با توجه به فیلتر های ذهنی خودمان می بینیم، واقعیت است !


دلیل بسیاری از اختلاف نظر ها و بعضاً در گیری های ما نیز همین تفاوت ها در دیدن واقعیت است که بایستی بیاموزیم، هر کسی از زاویه دید و نقطه نظر خودش صحنه را گزارش می کند و مسلماً متفاوت است !

حقیقت چیست ؟

حقیقت به معنای اصل و منتهای هر چیز است و انچه بایسته و واجب است از ان حمایت شود. حقیقت ، اصل و ریشه است و چیزی است که حقیقتاً  اتفاق افتاده و مطمئناً صحیح است  !! و همه ما می خواهیم به آن برسیم !!

به نظر شما راه رسیدن از واقعیتی که ما می بینیم به حقیقتی که وجود داشته چیست ؟

 

اگر می خواهیم از واقیت شخصی که با زاویه خاص و با فیلتر های شخصی می بینیم به حقیقت برسیم، بایستی اشراف کامل و کروی ، یعنی اشراف 360 درجه داشته باشیم !

یا بابیستی خودمان آنقدر آگاه باشیم که قادر به این نوع نگریستن ، همه جانبه و همه سویه ، باشیم !!! (که کمی دور از دسترس است) و یا اینکه می توانیم از دید ناظرین دیگر کمک بگیریم !


تصور کنید اتفاقی در بیرون از محل کار شما افتاده است ! چند نفر از همکاران شما در محل حضور داشته اند و  آنرا برای شما تعریف می کنند ! هر یک از آنها در بیان خود از اتفاق ، بخشی را برای مشا تعریف می کند . مثلاً اگر تصادف اتومبیل رخ داده باشد ، ممکن است یکی از همکاران شما در خصوص نبود علائم راهنما در خیابان فرد دیگری در خصوص بی دقتی ماشین اول ، دیگری در مورد نوع و مدل ماشینها و کیفیت ترمز های آنها ، دیگری در خصوص سرنشینان ماشینها و ... خلاصه هر کدام در مورد نقطه ای که به نظر خودشان مهم بوده است با شما صحبت کنند !

با شنیدن تمامی نقطه نظر ها و دانستن تمامی این جزئیات ، مسلماً شما بهتر قادر هستید تا از کم و کیف اوضاع با خبر شوید و چه بسا اطلاعات بیشتری به نسبت زمانیکه خودتان شاهد آن بوده اید کسب کنید .



در نتیجه می توانیم در اغلب مسائل زندگی مان نیز ، از این روش استفاده کنیم و برای درک بهتر حقیقت ، واقعیت ها را از افراد مختلف بپرسیم !!  البته نکته بسیار مهم این است که این گفتگو ها هدفمند باشد و بهانه ای برای خاله زنک بازی و  چغولی کردن به دست خودتان ندهید !

پس برای اینکه به واقعیت شخصی خودمان گیر نکنیم و به حقیقت نزدیک شویم ، در حد توان حالات مختلف را متصور شویم و در صورت لزوم از سایرین نیز کمک و همفکری بگیریم !!!


...

پيام هاي ديگران()     link     چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٢ - مهسا