کمال طلبی،ایده آل گرایی، تمامیت خواهی

کمال طلبی ، ایده آل گرایی یا تمامیت خواهی و ... کلماتی هستند که در بسیاری از اوقات می توانند بار معنایی منفی و سنگینی داشته و برای ما در طی زندگی روزمره، و برنامه ریزی های آینده مسئله ساز شوند و مانع حضور ما در لحظه حال و  لذت بردن از داشته هایمان شوند.

در زمان فعالیت کهن الگوی معصوم به صورت غیر سازنده آن، (همانطور که قبلاً به تفصیل اشاره شده ) شخص به علت توقع زیاد و فقدان واقع بینی و همین طور مسئولیت ناپذیری اش ، دچار نوعی تمامیت خواهی متوقعانه می باشد  که در این حالت کمتر چیزی او را راضی می کند و همواره در آرزوی رسیدن به تمامیتی است که مربوط و متعلق به او نبوده و میسر نیز نمی باشد . توجه داشته باشیم که معصوم کهن الگویی آنیمایی است و در زمان فعالیت این کهن الگو ، آنیما به مقدار بسیار زیاد در شخص فعال می باشد، تمامیت خواهی او از خاستگاه بررسی و تحلیل و واقع نگری نبوده و از توهمات و نهایتاً رویاپردازی ها و توقعات بی انتهای معصومانه نشأت گرفته است.

 

شخصی که انرژی کهن الگوی یتیم به صورت غیر سازنده در او فعال شده است نیز به نوعی دچار همین مسئله است با این تفاوت که این فرد مایل است سریعاً خود را به انتهای ایده آل متصور در ذهنش  برساند . از طرفی دیدگاه و نگرش همه یا هیچ ، هیچ یا همه در او بسیار پر رنگ است . این ایده آل گرایی را در مورد تجاربی که تیره و تار هستند نیز بکار برده و آنها را کاملاً سیاه می نماید (به نحوی سیاه می کند که هیچ راه نجاتی برایش متصور نباشد)

در زمان فعالیت کهن الگوی جنگجو به شکل غیر سازنده آن ،( با فرض صحیح بودن کهن الگو های معصوم و یتیم در او ) شخص اهدافی برای خود در نظر می گیرد که واقعی و حقیقی بوده و از جایگاه توهمات آنیمایی شکل نگرفته اند ، اما از آنجاییکه بنا به دلایلی از جمله فقدان انرژی کافی ، نبود واقع نگری، تعیین نامناسب مبداء و مقصد و ... هدف گذاری چیزی فراتر از آنچه باید باشد است ، و مناسب و متناسب با وی نیست، شخص دچار نوعی کمال گرایی خواهد شد.

یادمان باشد رویاپردازی صرفاً عملکردی معصومانه برای ساختار شکنی و فرارفتن از مرزها و محدودیت هایی است که مارا در بر گرفته اند و به ما کمک می نماید تا بتوانیم تصویر و تصوری از محدوده خارج از امنیتمان و همسو و همراستا با هدفمان را در نظر گرفته و تصور نماییم و اینها مشخصاً اهداف ما نیستند که بخواهیم دقیقاً به آنها برسیم.

 همچنین می توانیم بگوییم که آنچه که جنگجوی تحت تاثیر انرژی یتیمی میخواهد که به آن در منتهای درجه آن دست پیدا کند ،نیز قطعاً آگاهانه و سازنده نبوده و حتماً می بایستی صرفاً تحت تاثیر فعالیت کهن الگوی یتیم کسب انرژی نموده و با جنگجوی آگاه و سازنده مان برای خودمان همسو و همراستا با رسالت شخصی مان ، هدف و یا اهدافی در نظر گرفته و هماهنگ با وجود خودمان به آن دست پیدا کنیم و نه در ابعاد و شکل و اندازه ای که جنگجوی تحت تاثیر انرژی یتیمی می خواهد خود را به آن برساند .

 اهداف جنگجوی سازنده و آگاه نیز واقع بینانه تنظیم شده اند  و امکان پذیرند! و مسلماً باتوجه به امکانات و ابزار و توان موجود قابل حصول می باشند. 

پس با اختلاط این مقوله ها با هم و با کمال طلبی ، تمامیت خواهی و ایده ال گرایی نابجا ، به خود آسیب نرسانیم . با تمام وجود در پذیرش آنچه که داریم و هستیم ،‌ باشیم و از آنها لذت ببریم ، رویایی از آنچه می خواهیم ترسیم کنیم و با هدف گذاری صحیح با توجه به انرژی ای که از کهن الگوی یتیم کسب کرده ایم ، هر لحظه در حال بهتر و عالی تر و متعالی شدن باشیم .  

 

/ 5 نظر / 44 بازدید
منصور

واقعا از شما ممنونم

شرمینه

ممنون خیلی جالب بود، فرق کمال طلبی، ایده آل گرایی و تمامیت خواهی رو نمی دونستم، خیلی به شناخت اینکه الان در کدوم سطح داری مقصد رو تعیین می کنی، کمک می کنه، متشکرم!

ماهان

فکر می کنم کمال گرا هستم خب وقتی یک کاری را می کنم می خواهم به نحو احسن توان خودم انجام بدم/ولی تا حدودی واقع بین هستم که جلوی ایده آل گرایی ام را می گیرد

بهروز

خیلی ممنون برا موضوع جلسه پس فردا شبمون ازش استفاده میکنم خیلی هم خوب به وب نوپای منم سربزن

آرزو

سپاس[گل] برای من بسیار آموزنده بود