حرکت از واقعیت واقع شده به سمت حقیقتی که حقیقی است

تا به حال به تفاوت کلمات واقعیت و حقیقت اندیشیده اید ؟

برخی از ما در مکالمات روزمره مان از این دو واژه به صورت مترادف استفاده می کنیم، در حالیکه این کلمات تفاوت بسیاری با هم دارند و از آنجاییکه ، کلام اثر گذاری بسیاری در  تعاملات ما و همچنین در روان و خود آگاه و ناخودآگاه ما دارد ، لازم است کلمات را بطور صحیح بشناسیم و در انتخاب کلام دقت بیشتری کنیم.



واقعیت چیست ؟

واقعیت ، از ریشه "و ق ع " بوده و به معنای حادثه و پیش آمد ، است. زمانیکه چند نفر از جهات مختلف به یک صحنه نگاه می کنند ، هر کدام با توجه به زاویه دید ، موقعیت خود ، طرز فکر و پیش زمینه های ذهنی که دارند ، به نحوی خاص صحنه را می بینند !

واقعیتِ یک تجربه از  نظر من ، با واقعیت همان تجربه از نظر شما و یا هر شخص دیگری متفاوت است ! این تفاوت ها کاملاً طبیعی است (لینک به مطلب تخته سیاه ) ، چرا که هر یک از ما با توجه به خصوصیات شخصی و تجارب خودمان از کودکی تا به این لحظه ، به نکاتی خاص توجه می کنیم  و برخی موارد از نظر ما بی اهمیت است و حتی آنها را نمی بینیم .

می توان گفت ، چیزی که هر یک از ما ، با توجه به فیلتر های ذهنی خودمان می بینیم، واقعیت است !


دلیل بسیاری از اختلاف نظر ها و بعضاً در گیری های ما نیز همین تفاوت ها در دیدن واقعیت است که بایستی بیاموزیم، هر کسی از زاویه دید و نقطه نظر خودش صحنه را گزارش می کند و مسلماً متفاوت است !

حقیقت چیست ؟

حقیقت به معنای اصل و منتهای هر چیز است و انچه بایسته و واجب است از ان حمایت شود. حقیقت ، اصل و ریشه است و چیزی است که حقیقتاً  اتفاق افتاده و مطمئناً صحیح است  !! و همه ما می خواهیم به آن برسیم !!

به نظر شما راه رسیدن از واقعیتی که ما می بینیم به حقیقتی که وجود داشته چیست ؟

 

اگر می خواهیم از واقیت شخصی که با زاویه خاص و با فیلتر های شخصی می بینیم به حقیقت برسیم، بایستی اشراف کامل و کروی ، یعنی اشراف 360 درجه داشته باشیم !

یا بابیستی خودمان آنقدر آگاه باشیم که قادر به این نوع نگریستن ، همه جانبه و همه سویه ، باشیم !!! (که کمی دور از دسترس است) و یا اینکه می توانیم از دید ناظرین دیگر کمک بگیریم !


تصور کنید اتفاقی در بیرون از محل کار شما افتاده است ! چند نفر از همکاران شما در محل حضور داشته اند و  آنرا برای شما تعریف می کنند ! هر یک از آنها در بیان خود از اتفاق ، بخشی را برای مشا تعریف می کند . مثلاً اگر تصادف اتومبیل رخ داده باشد ، ممکن است یکی از همکاران شما در خصوص نبود علائم راهنما در خیابان فرد دیگری در خصوص بی دقتی ماشین اول ، دیگری در مورد نوع و مدل ماشینها و کیفیت ترمز های آنها ، دیگری در خصوص سرنشینان ماشینها و ... خلاصه هر کدام در مورد نقطه ای که به نظر خودشان مهم بوده است با شما صحبت کنند !

با شنیدن تمامی نقطه نظر ها و دانستن تمامی این جزئیات ، مسلماً شما بهتر قادر هستید تا از کم و کیف اوضاع با خبر شوید و چه بسا اطلاعات بیشتری به نسبت زمانیکه خودتان شاهد آن بوده اید کسب کنید .



در نتیجه می توانیم در اغلب مسائل زندگی مان نیز ، از این روش استفاده کنیم و برای درک بهتر حقیقت ، واقعیت ها را از افراد مختلف بپرسیم !!  البته نکته بسیار مهم این است که این گفتگو ها هدفمند باشد و بهانه ای برای خاله زنک بازی و  چغولی کردن به دست خودتان ندهید !

پس برای اینکه به واقعیت شخصی خودمان گیر نکنیم و به حقیقت نزدیک شویم ، در حد توان حالات مختلف را متصور شویم و در صورت لزوم از سایرین نیز کمک و همفکری بگیریم !!!


/ 0 نظر / 22 بازدید