اقدامات عملی برای آگاهانه و سازنده کردن فعالیت معصوم

اقدامات عملی برای آگاهانه و سازنده کردن فعالیت معصوم  

1-    زمانهایی که به شدت احساس نا امیدی می کنید و همه چیز برایتان تیره و تار است و به نظرتان بدتر از چیزی که هست امکان پذیر نیست ، لحظه ای تامل کنید و در آرامش در ذهنتان آینده ای بهتر و قابل دستیابی و حتی غیر قابل دستیابی ولی مرتبط  برای خود تصویر و تصور کنید. با این تمرین می توانیم از رویاپردازی سازنده معصوم کمک بگیریم !

(یادآوری : یکی از کارکرد های رویای معصوم سازنده فراتر رفتن از مرز های ممکن است ، به عنوان مثال شما می خواهید در رشته اسب سواری قهرمان شوید ، اگر با امکانات محدود خود، رویای قهرمانی جهان را داشته باشید ، با وجود امکان پذیر نبودن باز در مسیر شما است، اما اگر اسب بالداری را تصور کنید که بین سیارات در حال حرکت است.... ! مسلماً سودی نخواهد داشت )

 

2-    هر روز صبح وقتی چشمانتان را باز می کنید ، به خود بگویید "من هستم ، پس امنم " ، "من در آغوش امن خداوند هستم " ، با بیان این جملات و یا نوشتن آنها امنیت درونی را احساس کنید و در طول روز این جملات را با خودتان زمزمه کنید و پیش از خواب نیز با تکرار آن با حس امنیت درونی به خواب بروید .

3-    وقتی که احساس می کنید شرایط زندگی سخت و دشوار و مشکلات زندگی تمام نشدنی است و هیچ راه چاره ای برای شما وجود ندارد، در ذهنتان این جملات را مرور کنید که " این نیز بگذرد"  و " پایان شب سیه سپید است ." "تاریکترین زمان شب درست پیش از دمیدن خورشید است"   به خودتان مرتباً یادآوری کنید که شرایط سخت موجود بالاخره به اتمام می رسد و با این جملات امیدوار باشید و ایمانتان را به امید خود حفظ کنید .

 

4-    هرگاه از دست اشتباهات خود به تنگ می آیید و می بینید به اندازه ای که ایده آل می دانید عالی و بی نقص نیستید و یا دیگران به اندازه تصویر و تصور شما از آنها عالی و بی نقص نیستند ، به خودتان یادآوری کنید که هم ما و هم بقیه افراد ، انسان های عادی بوده و همه انسانها حق دارند که اشتباه کنند ! مامجموعه ای از آگاهی و ناآگاهی یعنی مجموعه ای هستیم از دو سر تضاد و طیف بین آن .  بدون قضاوت کردن خود و دیگران، نقاط ضعف خود را بررسی کرده و برای بهبودشان تلاش کنیم .

 

5-    اگر دائماً با درخواست متوقعانه و غرغر کردن و خشم و یا احساس گناه دادن چه در تعامل با دیگران و چه حتی در درون خودتان از سایرین توقع دارید تا کارهایتان را انجام دهند و یا از شما مواظبت و حمایت کنند ، از همین لحظه تصمیم بگیرید این روند را متوقف کنید ! به خودتان یادآوری کنید دیگران هم انسانهایی هستند با توانایی ها و ناتوانی های خود و مجموعه ای از این طیف توانایی و نا توانایی ها و آنها تجربه گر مستقل بوده و حق انتخاب دارند و شاید انتخاب آنها در زمان اعلام نیاز ما مورد دیگری باشد ، و شما توانایی انجام وظایف مربوط به خود و زندگی خود را دارید و مسئولیت بودن خودتان را قبول کنید .

 

6-    اگر در برخی از روابط همیشه خوش بینانه رفتار کرده اید و ضرر دیده اید ، از این پس همواره و در تمامی تعاملاتتان بررسی کنید که به چه افرادی و تا چه حد و اندازه ای و در چه زمینه هایی می توانید اعتماد کنید و در تعاملاتتان با  افراد آنرا لحاظ کنید .

 

7-    اگر در بخشی از امور زندگی و یا حتی تمام زندگی !! به بهانه های مختلف از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنید و انتخاب را بر عهده دیگران می اندازید، از همین لحظه تصمیم بگیرید مسئولیت رفتار و گفتار و اعمالتان را بر عهده بگیرید و به جای شانه خالی کردن از مسئولیت و انداختن آن بر دوش سایرین ، خود عهده دار آنها باشید. این مسئولیت پذیری می تواند از ساده ترین انتخاب ها مانند نوع غذا تا پیچیده ترین انتخابها باشد .

8-   در برنامه ریزی هایتان زمانهایی را برای سکوت و تعمق و با خود بودن در نظر بگیرید ، در طول روز زمانی را به عبادت و نیایش با هر راه و روشی که به آن اعتقاد دارید بپردازید  و ارتباط خود را با خدا، کائنات و نظم حاکم در جهان هستی تقویت کنید و از آن لذت ببرید.

 

/ 6 نظر / 10 بازدید

عکس ها خیلی معصومانه هستند [دست]

داوود

انتخاب کن و مسئولیتش را بپذیر بازی هست که چند ماه پیش با خودم شروع کردم هنوزم خیلی از کارم دلی هست ولی حتی قبل انجام اونها هم به خودم میگم که باید مسئولیت عواقبشو قبول کنی کلا خوبه.....

من

به به به چه تمرینای خوبی، مخصوصا "پایان شب سیه سپید است" [دست][مغرور] ممنون راستی آقا داوود، قضیه بازی نیستاااااا !!!! اتفاقاً بدجوری جدیه[اضطراب]

داوود

@من حتما که همین طوره برای اینکه زندگیت بشه باید اول بازیش کنی......

من

@ داوود بستگی داره تعریف از بازی چی باشه !! [متفکر] بازی رو "یه سری رفتار برای لذت و شادی و سرگرمی و وقت گذرونی بدونید " یا " تمرین برای یادگیری " ، تعریف بازی برای من اولیه برای همین فکر کردم داری ناخودآگاه فرار میکنی و انتخاب و مسئولیت رو شوخی گرفتید!!! اما اگه منظور همون چیزیه که من بهش میگه تمرین ، خیلی عالیه ![بازنده]

داوود

@ من قبلا تعریفم این بود که این کار هست،این مشکل هست پس باید حل بشه و مسئولیت و وظیفه من اینه که هر کار می تونم بکنم الان تعریفم اینه که موضوع رو گرد ببین یعنی همه جوانب رو ببین و بسنج بعد تحت شرایطی یک سری کار خاص در اون راستا انجام بده حالا اگر احتمال بدی این راه هم ممکنه مثل راه قبلی که بیست و چند سال می رفتی درست نباشه یا خالی از اشکال نباشه....( یک شعر در این باب بودا!!) ترجیح میدی بازی ببینیش... برای من که اینطوره البته هنوز فرار ناخوداگاه هم محتمل هست!!!! خدا داند