تسخیر و فرافکنی

در مطالب گذشته چندین بار از کلمات تسخیر و پروجکت ( فرافکنی ) استفاده کردیم و در این مطلب به بیان توضیح بیشتری در این خصوص می پردازیم .در مطلب  سایه (3)      اشاره مختصری به فرافکنی کردیم و گفتیم که فرافکنی یعنی : نسبت دادن غیر ارادی رفتار ناآگاهانه خود به دیگران است. بطوریکه فکر می کنیم این ویژگی فقط در دیگران وجود دارد نه در ما !!!

 

از این مقوله می توانیم در جایگاه های متفاوت خودشناسی استفاده کنیم .

متاسفانه ما و همچنین دیگران ،  تمایل داریم تا به جای اینکه خود به آگاهی رسیده
و ابعاد و زوایای گوناگون و متفاوت وجود خود را تجربه نموده و زندگی کنیم ،  دیگرانی را به خدمت گرفته تا نوکری ما را نموده وبه جای ما این تفاوتها و گوناگونی ها را زندگی نمایند تا از این طریق مجازاً احساس خوشایند کمال را تجربه نماییم !!!

  با این مکانیزم و از این طریق ما عملاً دیگران  را  ( و البته گاهی نیز به همین شکل دیگران ما را )  برده خود مان می کنیم  و به همین شکل اجیر خودمان می کنیم  تا برای ما آنچه را که ما می خواهیم را زندگی کنند... .

مثل زنان هرا تایپ ( یکی از تیپ های شخصیتی زنان )، بعد از ازدواج با شوهری که شغل پزشکی دارد، خودش را خانمدکتر خطاب می کند !!! یا مردانی که فقط به حوزه سر ، کار و فعالیت های اقتصادی مشغول هستند و هیچ یک از بخش های احساسی و غریزه ای و انفعال را تجربه نمی کند ، با زنی کاملاً منفعل که توان استدلال و محاسبه ساده ترین مسایل را ندارد ازدواج می کند تا به نوعی بخش منفعل خود را روی او فرافکنی کند !!!

 هر کسی از ظن خود شد یار من 

                                                              وز درون من نجست اسرار من

 

 

 

ما انسانها موجوداتی چند بعدی هستیم و  همه وجود ما به انضمام همه ابعاد و زوایا و گوشه و کنار و کنج و بالا و پایین آن حق زندگی کردن دارند و دارای انرژی هستند که این انرژی می بایستی یک روزی یک جایی و به شکلی به بیرون راه یافته و از این طریق زندگی شده و ما را به آگاهی برسانند!!!

       

 

  گاهی ما یک روز و یک جا و یک شکل خلف وعده نموده و آن را سرکوب  می نماییم ، ( به عنوان مثال در کودکی به دلیل سرزنش والدین از انجام دادن کاری ، یا برای تایید گرفتن از آنها و یا ...  تصمیم میگیریم که بخشی از
وجودمان و انرژِ های مربوط به آن را سرکوب کرده و زندگی نکنیم )

و هر بار و هر لحظه ای که این سرکوب اتفاق می افتد ، این بخش از وجودمان،   پر انرژی تر و پر انرژی تر شده و یک روزی یک جایی یک شکلی ، برای اینکه می خواهد  جبران سرکوبهایش را بنماید ،نه به اندازه همان تعاملی که پیش رو یش است ، بلکه به  به یکباره و به اندازه تمام سالیانی که سرکوب شده، وجود ما را به تسخیر در آورده و خود را زندگی می کند و اگر هم که زور سرکوب همواره شدید باقی بماند این به شکل تجمع انرژی چگال و چگال تر شده و به شکل سایر بیماریها و امراض خود را نمایان می نمایند . . .

 بیماری ها تماماً ریشه های روان تنی داشته و اساساً تمام امراض فیزیکی نیز ، حتی شکستگیها ، سایکوسوماتیک هستند و پیامی به جز اخطار به اینکه بخشهای تجربه نشده وجودمان را زندگی کنیم و به آگاهی بیاوریم ، به همراه ندارند . . .

 

به عنوان مثال ، در اساطیر مورد نماد تسخیر توسط یک کهن الگو
مورد تجاوز قرار گرفتن توسط اوست و به آگاهی آوردن یک کهن الگو همبستر شدن با وی است که معمولاً فرزندی منحصر به فرد نیز به همرا خواهد داشت !!!!  در مورد تسخیر تصور نمایید که وجود ما مدام و دائماً در حضور ابعاد زندگی نشده وجودمان رژه رفته و دلبری می کنند اما به او بی اعتنایی و بی توجهی می نمایند تا اینکه روزی کاسه صبر آن بعد مخفی نگاه داشته شده و مورد بی اعتنایی واقع شده لبریز گردیده و به زور با وی مجامعت می نماید ، مثلاً شخصی را در نظر بگیرید که همواره مرتب و منظم و مشخص بوده و با تربیت و آرام و متین است و همواره غرایزش را
سرکوب می نماید تا اینکه این غرایز مثلاً در حضور مدیر ارشدش وی را تسخیر نموده و زندگی را بر کام او او و همچنین مدیر ارشدش تلخ می نماید و اینکونه مثالها که همه در جایگاه فاعلی و مفعولی بارها تجربه نموده ایم

گر نستانی به ستم میدهد و . . . آنچه نصیب است نه کم میدهند

 

 پس بیاییم با زندگی کردن آگاهانه و سازنده ، انرژی های درونی مان ، به بهترین و شایسته ترین نحو ممکن مسیر رسالت شخصی مان را طی کنیم .

 

/ 0 نظر / 14 بازدید