حرکت از خودبزرگ بینی و خود کوچک بینی به سمت واقع بینی 1

 به طور حتم تا به حال بارها در خصوص اهمیت خود دوستی  و توجه به خود حقیق عمق درونمان مطالب بسیاری شنیده و یا خوانده اید ، در بسیاری از مطالب همین مجموعه نیز به دفعات در خصوص لزوم خود دوستی و حمایت از خود نکاتی بیان شده است .

.

بخصوص در مطالب مربوط به نحوه حمایت ( کهن الگوی حامی ) ، اشاره شده که در خصوص عشق و حمایت شعار "اول خودم ، بعداً کسی " صادق است و تا زمانیکه خودمان از عشق به خود لبریز نباشیم ، مسلماً قادر نخواهیم بود عشق حقیقی را به کسی هدیه کنیم ! یکی از نکات ظریف و مهم در این خصوص ، اندازه این دوست داشتن است !

به عقیده شما حد و اندازه ای برای خود دوستی وجود دارد ؟ تعریف خود دوستی و خود شیفتگی را می دانید ؟ مرز بین خود دوستی و خود شیفتگی و خود خواهی کجاست ؟ (پیشنهاد می کنیم پیش از خواندن ادامه متن، مطلب  منحصر بفرد بودن ٢   را حتماً مطالعه بفرمائید )

.

 

.

 در این ارتباط بیایید مطلب خود بزرگ بینی ، و خود کوچک بینی را مرور کنیم !

خود بزرگ بینی (خود شیفتگی) را نارسیسم نیز می نامند. احتمالاً اصطلاح « نارسیسیسم » را در زندگی روزانه شنیده اید . مثلاً می گوییم فلانی « نارسیسیست » یا « خود شیفته » است . شاید ریشه این نامگذاری را برخی ندانند. (در صورت تمایل کتاب نارسیس و گلدموند را در این خصوص مطالعه کنید )

.

 

.

روایات متعددی از این داستان آمده است از جمله  : نارسیسم از داستان یونانی‌ گرفته شده، نارسیس یا نرگس (اسم گل نرگس نیز از این اسطوره آمده است), پسر جوان زیبایی بود و از اکو ( اکو : پری پرحرفی بوده که هرا اورا به سکوت محکوم کرده بود و فقط می توانست آخرین بخش از کلماتی که دیگران می گویند را تکرار کند )که به شدت عاشق نارسیس بود دوری کرده‌است. به دلایلی خدایان نارسیس را محکوم به دوست داشتن بازتاب رخسار خود در  آب می‌ کنند. او که عاشق چهره خود شده بود ، بر لب چشمه می نشیند و از اندوه درون آب می افتد و غرق می شود و خدایان گل زیبای نرگس را در آن محل رویانده اند .

 در روان‌شناسی ، نارسیسیسم یعنی خودشیفتگی و دوست داشتن افراطی و غیر سازنده خود !!

 خود بزرگ بینی  زمانی است که ما خودمان را بزرگتر از اندازه حقیقی خود ببینیم، توانایی ها و مهارت های نداشته مان را نیز ، جزو داشته هایمان تلقی کنیم . به سایرین نگاه از بالا به پائین داشته باشیم و خودمان را تخم دو زده جهان هستی بدانیم !

در چنین وضعیتی معمولاً فراموش می کنیم که ما هم انسانیم و قطعاً نقاط ضعف بسیاری داریم که بایستی در صدد رفع و بهبود آنها بر بیاییم !

یکی از دلایل از دست دادن واقع بینی نسبت به خودمان را می توانیم در تربیت های زمان کودکی مان دنبال کنیم . زمانیکه والدین بی دلیل و بیش از اندازه و در زمان نامناسب تشویقمان کنند و یا به عنوان مثال برای انجام دادن وظایف عادی ما ، هدایای بزرگ و فوق العاده تهیه می کنند !!!

با فعال شدن مسئله خود بزرگ بینی در درونمان ، تنها نقاط قوت خود و نقاط ضعف سایرین را می بینیم و دچار خود شیفتگی می شویم  !

احتمالاً بسیاری از ما کم و بیش در بخش یا بخش هایی از زندگی دچار این اختلال هستیم . زمانیکه دچار این مسئله هستیم مسلماً قادر به برقراری ارتباط سالمی با دیگران نیز نخواهیم بود. ارتباط بر بستری از نیاز و رفع نیاز شکل می گیرد و زمانیکه ما نسبت به وضعیت خودمان واقع بین نباشیم قادر به برقراری ارتباط مناسب نیز نیستیم !!! چرا که غالباً انتظارات و توقعات بیش از اندازه ای از سایرین داریم که مانع ارتباط صحیح خواهد شد.

 

. 

           

.

سمت دیگر خود بزرگ بینی، خود کوچک بینی است که .......

 این مطلب ادامه دارد

/ 0 نظر / 12 بازدید