آگاهی مان حقیقتاً تنها چیزی است که مالک آن هستیم

 

لحظه ای بیاندیشیم و ببینیم در مکالمات روزمره در چه مواردی از جملاتی مانند "دست خودم نبود"، "مجبور شدم" "چاره ای وجود نداشت " و یا سایر جملات با این معنا و مفهوم استفاده میکنیم ؟ چقدر از زندگی ما در دست خود ما است ؟ مالک چه بخش هایی از زندگی خود هستیم ؟ چه قسمتهایی از انتخاب ها و تصمیم های ما را سایرین کنترل میکنند و از دست ما خارج است ؟ و مسئولیت چه قسمتهایی را خود بر عهده گرفته ایم ؟

شایددلیل شرایط بیرونی ، محدودیت های موجود پیرامون و پذیرش شرایط سلختاری که در آن زندگی می کنیم، بخش هایی از زندگی ما بطور  و بصورت کامل و خودآگاه در دست خودمان نباشد (که البته این مورد را در ادامه مباحث مسئولیت پذیری به تفصیل بررسی خواهیم تا مسئولانه انتخاب کنیم  و بها آنرا پرداخت کرده و از خود سلب مسئولیت نکنیم !! ) اما مسلماً یک بخش از وجود ما هرگز مالک و صاحبی به غیر از خومان ندارد !

آگّّّّـــــــــــــــــــاهی مان

افکار و اندیشه ما ، تنها چیزی است که حقیقتاً خودمان، مالک آن هستیم و برای ان وامدار و مستاجر کسی نیستیم !! هیچکس به غیر از خودمان نمی تواند آنرا کنترل کند و یا از آن خود نماید ! و هیچ بهانه ای در این خصوص  نمی توانیم بیاوریم !

با کمی دقت می بینیم که تنها چیزی که در هر شرایطی داریم ، عقاید و اندیشه و افکارمان است ، که حتی به روایاتی بعد از مرگ ما هم همراه ما خواهند بود !

با توجه به این موضوع بیاییم ، دانش و اطلاعات خود را تبدیل به آگاهی عمیق حقیقی و درونی کنیم ، چرا که تنها چیزی است که برای ما باقی خواهد ماند. 

 سعی نکنیم با حمل و عاریت دانش و اطلاعات که مال ما نیست و به درد ما نمی خورد ، چون حقیقتاً بعث شعف و حال خوب حقیقی نمی خورد ، بار زندگی خود را سنگین کنیم !!

 این دانش و اطلاعات اضافه که در حقیقت بار هایی است که بیهوده با خود حمل می کنیم ، ما را از رسالت شخصی مان دور می سازد .

پس بکوشیم این تنها داشته ، یعنی آگاهی مان را پربارتر کرده و به حقیقت نزدیک کنیم . و به جای اتلاف انرژی و سرگرم بودن با مغایرتهای افکارمان با محیط پیرامونمان که تنها باعث اتلاف انرژی است ، با کمترین اصطکاک به سمت خدف اصلی خود حرکت و طی طریق کنیم !

 

/ 0 نظر / 13 بازدید