اعتماد به نفس (مقدمه)

با توجه به اهمیت مقوله اعتماد به نفس، عزت نفس و حرمت نفس ، در مجموعه مطالبی که با همین عنوان پیش رو است ، پس از مقدمه ای برمفاهیم اولیه آن و مروری بر تعاریف رایج ، در قسمت های بعدی به بیان تعاریف رایج و تحلیل با توجه به سفر قهرمانی از اعتماد به نفس ، حرمت نفس و عزت نفس خواهیم پرداخت و در پایان تمرینات عملی برای تقویت این بعد مهم و حیاتی از وجودمان را ارائه خواهیم داد .  

از مقوله های اعتماد به نفس  ، عزت نفس و حرمت نفس ، ( ,self confidence  self esteem ,self-respect)تعاریف متعددی بیان شده است و کتابها و مقالات زیادی  در این خصوص در دسترس شما است .  برخی اعتماد به نفس را توانمند دیدن خود در  انجام کار می دانند ، برخی اعتماد به نفس را دیدن خود به عنوان فردی توانا با کفایت دوست داشتنی  می دانند ، برخی دیگر آنرا بیرونی می دانند و برای تقویت آن تمرینات مبسوطی ارائه می کنند ، برخی آنرا وابسته به تعداد مهارتهای آموخته شده شما می دانند  و عده ای نیز آنرا احساسی صرفاً درونی می نامند ، گروهی دیگر آنرا به سه دسته ، اعتماد به نفس رفتاری،اعتماد به نفس احساسی ، عاطفی و اعتماد به نفس روحی ومعنوی تقسیم می کنند و  ....

  به نظر شما برای اینکه کسی اعتماد به نفس داشته باشد ، به چه توانایی هایی نیاز دارد؟ برای ایجاد و تقویت اعتماد به نفس و ارزش گذاری به خود ، به چه مواردی نیاز داریم؟ تعریف شما از هر یک از این کلمات چیست ؟ برای تقویت آنها به دنبال چیزی بیرونی مانند قرص و دارو می گردید یا معتقدید در درون باید به دنبال آن گشت ؟

 

 

 

در اولین نگاه در هر سه این کلمات ، واژه نفس دیده می شود ، مسلماً برای اینکه اعتماد به نفس ، عزت نفس و احترام به نفس را بشناسیم و در خود ایجاد و  تقویت کنیم ابتدا باید نفس خود را بشناسیم ! ا زمانیکه تعریفی از خود وجودی مان نداشته باشیم ، عملاً چیزی نداریم که بخواهیم به آن احترام بگذاریم و به آن اعتماد کنیم !!

پیش از هر چیز و به عنوان مقدمه ای مهم و اساسی ، بایستی بودن خودمان را باور کنیم و به خودمان باور داشته باشیم و به خودمان عشق بورزیم . برای اینکه اعتماد به نفس داشته باشیم ،بایستی  پذیرای این لحظه خودمان باشیم و خودمان را همانطور که هستیم دوست داشته باشیم و عاشق وجودمان با تمام ابعاد و زوایای خود باشیم .

برای باور داشتن خودمان و قدر خودمان را دانستن ، نیازی به داشتن دستاوردهای خاص و بزرگ بیرونی نیست، در گام اول ، کافی است که بدانیم انسانیم و اشرف مخلوقات هستیم !! ما شاهکار خدا هستیم و خدا پس از آفریدن ما به خود آفرین گفته است. وقتی ما فخر کائنات هستیم چرا به خودمان مفتخر نباشیم ؟؟ ما انسان هستیم و برترین موهبت الهی یعنی قدرت تشخیص و انتخاب و اراده و اختیار را بر اساس آگاهی هایمان داریم .

 

      

به نظر شما، دیه یک بچه که تازه به دنیا آمده با پیرمردی که سالها از عمرش گذشته  یکسان است ؟ دیه یک دانشمند و مخترع با فردی بی سواد و عامی چه تفاوتی دارد؟ دیه یک ورزشکار که چندین مدال جهانی را کسب کرده با فردی که به سلامت بدنش هیچ توجهی نمی کند چه تفاوتی دارد ؟ دیه مدیر یک شرکت بزرگ که هزاران کارمند دارد با فردی که بیکار و معتاد است یکسان در نظر گرفته می شود ؟ و ....

دیه همه افرادی که ذکر شد با هم برابر و یکسان است . ارزش  وجودی و حقیقی ما به دلیل انسان بودن ما است ، نه بر اساس دستاوردها، موفقیت های بیرونی ، مقام و منسب  و یا برچسب هایی که جامعه به ما نسبت داده و یا حتی ارزشگذاری های فردی که انجام می دهیم.

همین که هستیم ، کافی است تا بدانیم ارزشمندیم و هیچ کس و هیچ چیز در جهان هستی نمی تواند جایگزین ما باشد .  به خاطر داشته باشیم که ما تکه ای منحصر بفرد و جایگزین ناپذیر از پازل بی نهایت جهان هستی هستیم و بدون حضور و وجود ما جهان هستی ، چیزی کم خواهد داشت . ( پیشنهاد می کنیم در صورت تمایل  مطالب پازل (1) و پازل (2) و همچنین مطالب مربوط به منحصر به فرد بودن مانند منحصر بفرد بودن (1) را مطالعه بفرمائید ).

بعد از این مرحله  و درک اندازه اهمیت حقیقی خودمان است،  که می توانیم به این "من" احترام  و ارزش بگذاریم. حضرت علی (ع) در این خصوص می فرمایند :

«من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه ».

کسی که نفس شرافتمند و با عزت دارد هرگز آن را با پلیدی گناه، خوار و پست نخواهد ساخت.

به خاطر داشته باشیم ، بودن ما ، به چیزی وابسته نیست و ما به خودی خود ارزشمند و یگانه و منحصر بفرد هستیم . 

 " من هستم ، پس هستم "

 

ادامه دارد .....

 

/ 0 نظر / 106 بازدید