آرامش و دلایل عدم حضور آن در زندگی مان

 

استرس ، اضطراب وعصبانیت، کلماتی هستند که امروزه اگر خودمان آنها را تکرار نکنیم ، بسیار زیاد از زبان اغلب افراد با گروه های سنی متفاوت می شنویم !

کودکانی که به مدرسه می روند ، استرس درس دارند و از دست دوستانشان عصبانی می شوند  ، اضطراب امتحان دارند، والدینی که با عصبانیت و خشم با فرزندانشان رفتار می کنند ، کارمندانی که اضطراب محیط کاری را دارند و مدیرانی که با خشم به کنترل امور می پردازند و ... بسیاری دیگر ازموقعیت ها و تعاملات اجتماعی مردم در سطوح مختلف .

 اگر منصفانه به رفتار و حالات خودمان نگاه کنیم ، قطعاً می توانیم در بسیاری از تعاملات روزمره با دیگران ، چه به صورت درونی و چه بصورت بیرونی ، رد پای استرس و نگرانی و عصبانیت را در خودمان پیدا کنیم ، این موارد حتی اگر نماد بیرونی نداشته باشد و ما آنها را ابراز نکنیم، باز هم در بخشی از درونمان با آن ها دست به گریبان می شویم .  

به نظر شما ریشه استرس و اضطرابهای روزانه ما چیست ؟؟؟

چرا عصبانی می شویم و با داد و قال می خواهیم حرف خود را بر کرسی بنشانیم ؟!! چرا سردردهای شدید می گیریم و بسیاری از اوقات استرس داریم ؟؟؟ چرا گاهی برای کوچکترین و بی اهمیت ترین مسائل اضطراب می گیریم و آشفته می شویم؟  

با بررسی عمقی این موضوع در موارد مختلف ، خواهیم  دید که ریشه تمام این مسائل ، کنترل کردن های ماست ، چه با رویکرد درونی و چه با رویکرد بیرونی !!!

 زمانی این احساسات ناخوشایند در ما ایجاد می شود که:  با هرگونه توقع ، انتظار و یا تعیین تکلیف کردنی برای دیگران در حقیقت می خواهیم  آنها را کنترل نموده و تحت فشار بگذاریم تا همانطوری باشند که ما می خواهیم و ما صلاح می دانیم و ما تصمیم گرفته ایم  !!!

هر یک از ما در ذهن خود روندی را برای انجام شدن امور می چینیم ! که متاسفانه اغلب اوقات نه تنها واقع بینانه نیستند و تنها بر اساس دلخواه  ما چیده شده ،‌بلکه در آن حق انتخاب سایر افراد را در نظر نگرفته ایم و توجه نکرده ایم که هر کسی برای خودش دنیای متفاوت و تفکر و اندیشه ای مستقل دارد و ممکن است در بخشی از این دنیا ها با هم اتفاق نظر نداشته باشیم !!

از طرفی اغلب اوقات در این چیدمان ذهنی مان ،‌تنها آنچه صلاح می دانیم را می خواهیم و به اینکه آیا حقیقتاً برای ما مناسب و متناسب است یا نه توجه نمی کنیم !  و بعد زمانی که با عملی نشدن این چیدمان ذهنی مواجه می شویم ، عکس العمل های غیرسازنده مان در قبال عدم ارضای این توقعات و انتظارات و تعیین تکلیف ها همان خشم و عصبانیت و استرس و .... است .

 

     

 

متاسفانه ما اغلب با خود می اندیشیم ، هر آنچه ما درست می دانیم ، قطعاً و حتماً صحیح و درست و به جا است و به شکل های مختلف می خواهیم خواسته خودمان عملی شود . از سایرین انتظار داریم مانند برده ای ، هر آنچه ما می خواهیم را انجام دهند و حتی گاهی فراتر می رویم و می خواهیم روند فکری آنها را نیز مشابه خودمان کنیم !! با این رویکرد دائماً در حال برنامه ریزی برای کنترل کردن افراد و موقعیت ها و شرایط پیرامونمان هستیم !!!!!!  

 

 تمامی این کنترل های غیر سازنده که می تواند با بروز خشم و عصبانیت و نمود های بارز بیرونی و یا احساس گناه دادن و حال گیری های احسای و ..... باشد ،  باعث می شوند، دچار نگرانی و استرس و عصبانیت و اضطراب گردیده و  تاثیرات بسیار پراصطکاک و مخربی از خود بر جای بگذاریم و در همزمانی هم ، دیگران به غیر از خودمان را در این مسیر مستهلک نمائیم و هم به خودمان آسیب های جدی برسانیم.

 

 یادمان باشد که هرگونه عصبانیت و استرس و اضطراب از آنجایی ناشی می گردد و نشأت می گیرد که ما می خواهیم جهان هستی ، افراد پیرامون و جزئیات اطرافمان را در این ارتباط کنترل نماییم و وقتی که به زمان مقرر می رسیم و کنترل ما نتیجه نداده و مطلوب مد نظر ما  اتفاق نمی افتد ، به میزان مغایرتی که فعل واقع شده با انتظار قبلی ما با رویکرد کنترل آن پدیده دارد،  ما استرس گرفته ، عصبانی شده و مضطرب می گردیم .                    

 

به خاطر داشته باشیم " آنچه بر ماست ، برای ماست " ، جهان هستی در نظم و هماهنگی بی نظیری است و هیچ چیز بی دلیل اتفاق نمی افتد . به جای اینکه بیهوده تلاش کنیم با مقدار کم و ناچیز آگاهی فعلی مان ، همه چیز را کنترل کنیم و تحت سلطه خود بگیریم ، نرم و پذیرا باشیم و در عین هدفمندی و حرکت و پویایی به چیزی گیر نکنیم !!

 

بیایید از این رها باشیم و هرگونه هدفگذاری و کنترلی را با انعطاف پذیری و نرمش از جانب خود پذیرا باشیم و با رویکرد سازنده ،  به جای زور و فشار و هزینه بی رویه نمودن از وجودمان !! محیط پیرامونمان را با خود و خود را با محیط پیرامونمان همسو نماییم.

الخیرو فی ما وقع

 

/ 1 نظر / 6 بازدید