آگاهی چیست ؟

در مطالب پیشین بارها و بارها به آگاهانه رفتار کردن و آگاهی اشاره کردیم ، در این مطلب می خواهیم بررسی کنیم که منظور ما از آگاهی چیست ؟

 آگاهی مفهومی است بسیار عمیق ، که هیچ وجهی با علم و دانایی و انواع اندوخته های ذهنی و شقوق آن ندارد. شاید هر یک از ما دانش و اطلاعات فراوانی د رخصوص مطالب مختلف و متنوع داشته باشیم ولی این به مفهوم اگاه بودن ما نیست .

آگاهی جمله زیبا، کتاب قطور و یا مقالات جدید نیست ، آگاهی از هویت شخص قابل افتراق و تفکیک نیست و نه جزیی از آن ، بلکه خود آن است ، وجودمان و فردیتمان است .

              

برای درک این مطلب مثالی مطرح می کنیم ،

تصور بفرمایید سیب سرخ و زیبا و پر... طراوت و خوش عطر و براقی را که در ظرف میوه در کنار سایر میوه ها نظر ما را به خودش جلب می نماید ، علت این تمایل و جذب چیزی نیست جز اینکه آن سیب خاصیت و یا خواصی را دارد که ما آن را نداریم و یا به اندازه کافی نداشته و در صدد و مترصد آنیم که آن را از آن خود نماییم ، ( توجه داشته باشیم که این مثال بیانی از قانون جذب هم هست ، می چیزی را به سمت خود جذب می کنیم و چیزی به نظزمان جذاب و دوست داشتنی است که نیازمندیم با ان تعامل برقرار کنیم تا به آن آگاه شده و آن را بخشی از وجود خود کنیم)

 

   اولین و موثر ترین و کارآمد ترین روش مال خود کردن ، خوردن و بلعیدن  آن چیز است که ما این روش را در مورد نا خوردنیهایی همانند انسان با رفتاری شبیه به خوردن باز سازی می نماییم .

   سیب را گاز زده ، جویده و می بلعیم و پروسه بلع و هضم و جذب با همین مراحل آغاز می گردد ، اما تازمانی که سیب به اشکال گوناگون و مختلف
در جهاز هاضمه ما حضور دارد هنوز سیب از آن ما نگردیده و اسم سیب در حالتهای مختلف را با خود به همراه دارد و ما نیز اسم خود را بدون اینکه سیب را از آن خود نموده باشیم، و زمانی که این پروسه با موفقیت و بدون اتفاقات غیر منتظره احتمالی به پایان برسد و تفاله آن نیز خارج می گردد و انرژی آن با ما همراه می گردد سیب از آن ما گردیده وما و سیب قابل تفکیک نبوده و به وجود ما  استحاله می گردد.

 

با توجه به این مثال سیب، می توانیم آگاهی را تبیین کنیم . تجارب زندگی نیز مانند همین سیب هستند ومی توانیم ببینیم  در ارتباط با هر تجربه ای آگاهی چیست و مابقی مراحل چه بوده و چه نامی را با خود به همراه دارد؟؟؟؟

 پس توجه داشته باشیم که آگاهانه زیستن  فقط و فقط در مسیر رسیدن به رسالت شخصی توحیدی ماو فردیت و هویتمان مفهوم می یابد و لا غیر و هر آنچه که ما زندگی می کنیم و در مسیری به غیر از آن برای مان رقم می خورد ، قطعاً آگاهانه صورت نگرفته و جزو انتخابهای مسئولانه و از سر آگاهی مان قلمداد نمی گردند .

 مراقب باشیم و دقت نماییم تا از این واژه ها در جایگاه صحیح استفاده کنیم  و بار معنایی واژه ها رابی رحمانه مخدوش ننماییم

شاید دیده باشید دبرخی با جملاتی مانند این که "من آگاهانه انتخاب کرده ام که سیگار بکشم و یا معتاد به سیگار باشم و انتخاب من اعتیاد به سیگار است و غیره ..." از کلمه آگاهی نا بجا استفاده می کنند ، و با شنیدن چنین جملاتی این پاسخ به ذهنمان خطور می کند که  استعمال دخانیات در کجای هویت و فردیت و رسالت شخصی توحیدی فرد قرار دارد که واژه آگاهی در مورد مصرف انتخابگرانه آن لحاظ گردد . . . ! ! !

آگاهی درراستای مسیر رسالت شخصی و با توجه به منحصر بفرد بودن مسیر هر یک از ما تعریف می گردد ، و نه چیزی به غیر از آن ....

/ 0 نظر / 14 بازدید