چگونگی انتخاب هایمان در تصمیم گیری های روزانه

  به نظر شما ترتیب جملات زیر به چه صورت است ؟   کدامیک صحیح است و نتیجه کدامیک مطلوب خواهد بود ؟ بین سایر گزینه ها ترتیب اهمیت و نتیجه مورد نظر چیست ؟ کدامیک زودتر متوجه اشتباه خواهند شد و کدامیک از سایرین خطرناکتر است ؟؟؟

 

درست انجام دادن کار درست

درست انجام دادن کار غلط 

غلط انجام دادن کار درست

غلط انجام دادن کار غلط

 

1-    درست انجام دادن کار درست :

تصور کنید فردی رفتار درستی را بصورت صحیح و درست و به جا و مناسب و به اندازه انجام دهد ! مسلماً نتیجه هم صحیح و کامل و مناسب خواهد بود ! قطعاً این گزینه مناسب ترین حالت است چرا که هم هدف به درستی برگزیده شده و هم مسیر مناسب و متناسب با شرایط انتخاب شده است ، لذا در بهترین شرایط به سر میبریم.

    

2-    غلط انجام دادن کار غلط :

زمانیکه کار اشتباهی را انجام میدهیم ، آنهم بصورت غلط ، قطعا سریعاً به مانع می رسیم و متوجه خواهیم شد که ایرادی وجود دارد . و مسلماً به سرعت در صدد کسب آگاهی برای پیدا کردن کار درست و راه صحیح برای انجام دادنش می افتیم . تصور کنید در کارخانه ای محصولی که به عنوان محصول نهایی کارخانهدر نظر گرفته می شود ، با امکانات مجموعه همخوانی نداشته باشد و از طرفی پروسه و فرآیند ساخت نیز اشتباه طراحی شده باشد ! مسلماً اولین خروجی مجموعه آنقدر عجیب و متفاوت خواهد بود که سریعاً متوجه مغایرت شده و به فکر اصلاح خواهید افتاد.

       

  

3-    درست انجام دادن کار غلط :

 در چنین حالتی رفتاری که در موقعیتی خاص قطعاً اشتباه و آسیب رسان است را بصورت کامل و مو به مو انجام می دهیم !!! هدف به اشتباه تعیین شده باشد ولی راه رسیدن به آن به درستی انتخاب شده باشد و در نتیجه میزان انحراف معیار شدید خواهد بود. با همان مثال کارخانه تصور کنید، با دقت فراوان و توجه به ریزه کاری های ساخت، گام به گام، مراحل تولید به درستی انجام شود ولی محصول نهایی، آن چیزی نباشد که مطلوب ما است !! در چنین حالتی افراد با سختی قادر خواهند بود مسئله را شناسایی کنند و شاید زمان زیادی را صرف بررسی روند کار (که صحیح است) کنند و به سختی قادر به درک مسئله و یافتن راه حل مسئله باشند.

   

4-    غلط انجام دادن کار درست :

زمانیکه کار درست و صحیح را بصورت غلط و اشتباه انجام میدهیم ، قطعاً به نتیجه مطلوب نمیرسیم ، و با این روش کار درست هم بدنام شده است.  زمانیکه به دنبال چاره برای بهتر کردن اوضاع میگردیم ، چون کار درست را کنار گذاشته ایم ، متاسفانه به اشتباه به دنبال هزاران هزار کار دیگر میگردیم تا به نتیجه برسیم ، در صورتیکه کار درست را میدانستیم ولی روش انجام ما اشکال داشته است. با همان مثال کارخانه ، در این حالت هدف به درستی تعیین شده است اما مسیر رسیدن به آن با دقت لازم طراحی نشده است ! و این احتمال وجود دارد که در بررسی اولیه معضل را در محصول ببینیم !!!!

به خاطر داشته باشیم ، انتخاب آگاهانه و سازنده کار ، و روش انجام دادن آن ،(یعنی همان هدف گذاری جنگجو و انتخاب مسیر جوینده ) هر دو از اهمیت بسزایی بر خوردارند و انتخاب اشتباه هر یک از آنها ، مسلماً ما را به نتیجه مطلوب نخواهد رساند . پس با آگاهی این لحظه و با حضور کامل ، واقع بینانه مشاهده گر پیرامونمان باشیم، هدف گذاری صحیح داشته باشیم و با کمک جوینده در مسیر صحیح آن حرکت کنیم.  

/ 1 نظر / 13 بازدید

[دست][دست][گل]