نقش بعد معنوی وجودمان در تعاملات در لحظه زندگی مان(قسمت پنجم)

 

 

با آنکه انسان بر اساس بدن و غرایز خود به حیوان نزدیک است ولیکن اساساًموجودیمعنوی و روحانی می باشد و هوش معنوی همان چیزی است که انسان را از حیوان و ماشین متمایز و جدا می سازد. در نامگذاری آن نیز از کلمه spiritual استفاده شده است که ریشه گرفته از کلمه spiritus به معنای شور و زندگی بخشیدن به یک نظام و ساختار و سیستم و زندگی است.

  

 

بدین معنا که به قوانین، چارچوب و نظام شکل گرفته، عشق و شور و زندگی را بدَمیم و نظم را از هرج و مرج (chaos) بیرون بکشیم که این یکپارچگی و وحدانیت با جاری و ساری ساختن عشق در هرج و مرج و بی نظمی حاصل می شود که این عشق، تمامی تارها و بندهای پاره وجود را به نرمی در هم می آویزد و به هم وصل کرده و صلح را برقرار می کند تا به تجربه آشتی دادن تضادها و یکی شدن راه پیدا کرده و آن را تجربه نماییم و بدین صورت است که با پایه گذاری و هدفمندی متعالِ مسیر حرکت زندگی مان که با آشنایی و واقف شدن به هوش معنوی و بعد معنوی درونی مان، با توجه به کشش فطری مان به تکامل و کامل شدن و رسیدن به خدایی مان، قدم در صراط مستقیم می گذاریم و عشق و آرامش حقیقی را درک می نماییم.

 

از این پس انگیزه می یابیم تا برنامه کاری خود را متعادل کرده به خود و خانواده خود و نحوه سپری کردن اوقات و امور خود توجه کرده و ارزشگذاری کنیم تا بهترین خویش را در لحظه در تعادل هیچ مان با جهان هستی تعامل کرده و توشه راه خود را از هر لحظه برگیریم و برای قدم بعدی، خود را هر لحظه پربارتر و آگاه تر از لحظه پیشین بیابیم.

 


ما از هوش معنوی برای تحول و تولد هر لحظه خود و همزمان با تعادل موجود در تعامل مان با جهان هستی، در دیگران و محیط پیرامون مان، و مسلماً یادگیری زندگی در لحظه و تجربه شعف و وحدانیت و حرکت کردن فراتر از عادات مشروط گذشته و فراتر از محدودیت ها و حد و مرزهای تحمیلی دغدغه های آینده، استفاده می کنیم. و نهایتاً به آزادی و رهایی از محدودیت هایمان به عنوان یک انسان می رسیم (moksha در ادیان هندی). در این مسیر شعف "Ananda" باعث و انگیزه تحول ما می شود و ما را به "Parmananda" خود حقیقی خود می رساند.

 

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
من

مثال ورزشکار به جا و روشن کننده بود . ممنونم .[قلب] اشاره به chaos سوالات زیادی رو به ذهن ادم میاره. میشه لطفا در خصوص این هرج و مرج و نقش عشق برای نظم دادن به اون بیشتر توضیح بدید ؟ [گل]

شرمینه

طبق آنچه در اساطیر آمده است در ابتدا هیچ بوده، و از آنجا که ما از هیچ تصویری نداریم یک در نظر میگیریم مانند آفرینش آدم، سپس با آفرینش حوا، دو متولد می شود که طبق اسطوره از یک(وحدانیت)، هرج و مرج‌(chaos) و عشق متولد می شود. که امروز در دنیا هرج و مرج و بی نظمی پراکنده شده که شامل تضادهاست و عشق است که تحت مدیریت ذهن آنها را به هم پیوند می دهد و دوباره ما را به یک(وحدانیت و یگانگی) و نهایتاً به همان هیچ می رسیم.

شرمینه

جنگل را درنظر بگیریم، درختهایی است که با فواصلی از هم روییده اند، آنچه این درختها را به هم متصل می کند و جنگل را می سازد، خاک و زمین آن است که بین این درختها و فواصل آنها را پوشش می دهد و پر می کند و از آن همه درخت، "یک" جنگل را به وجود می آورد.

من

ممنون شرمینه جان [گل]