یکی دیگر از شقوق حامی غیر سارنده

 

در مطالب قبل در زمینه کهن الگوی حامی ، در  خصوص برخی از حالتهای حامی گری غیر سازنده اشاره کردیم.

یکی از نکات بارز در افرادی با حامی گری های غیر سازنده ، کنترلی است که بصورت بیرونی و یا درونی اعمال می کنند !


به عنوان مثال مادرانی را تصور کنید که با دهندگی های بیش از اندازه خود ، اجازه یادگیری و رشد و استقلال را به فرزندانشان نمی دهند ، تا آنها را همواره محتاج و نیازمند به خود نگه دارند ، و در صورتیکه احیاناً روزی روزگاری ، فرزندانشان بخواهند تصمیمی به جز آنچه آنها صلاح می دانند بگیرند ، با قطع کامل دهندگی هایشان و تحریم های شدید ، عملاً فرزندان را فلج می کنند تا عیناً مطابق خواست و صلاحدید و دلبخواه مادر عمل کنند !!!


کنترلر بودن این افراد را در تمامی زمینه ها می توان به وضوح دید . این افراد به خوبی از توانایی خود در زمینه اطلاع دارند و می دانند ، چه زمانی ، چگونه و به چه صورت ، با دادن چه مقدار حمایت ، می توانند هر کسی را تحت کنترل در آورند ! آنها از دهندگی برای رسیدن به هر آنچه می خواهند استفاده می کنند !!!

این رویکرد را حتی در زمان بروز اتفاقات و تجارب روزمره ، چه کوچک و چه بزرگ نیز اعمال می کنند !

بطوریکه اگر در راه رسیدن به هدف ، اژدهایی چند سر، خشمگین و عصبانی و با هیبت، پیش رویشان باشد و قصد جان آنها را داشته باشد ، با دهندگی و آغوش و حتی گاهی با چند کلام مهربان ، با او درست مانند طفل تازه به دنیا آمده ای رفتار می کنند و به راحتی اژدها را مانند حیوان خانگی رام شده ای تحت کنترل خود  می گیرند !


اینگونه حامی گری ها که به نیت کنترل همه جانبه صورت می گیرد ،  رفتاری بازنده- بازنده محسوب می شود . همانطور که می دانید ، بهترین تعامل زمانی است که با رویکرد و نتیجه برنده- برنده همراه باشد تا طرفین تعامل از ان سود ببرند نه حتی یکی از آنها  ، اما در این پروسهء کنترل شدید حامی، هر دو طرف آسیب می بینند !

شخص حامی ، به دلیل اینکه به جای اینکه به تجربه پیش روی خود توجه کند و  با توجه به ظرائف موجود در آن لحظه درس تجربه خود را بگیرد ، تنها برای رسیدن به هدف شخصی خود تلاش می کند ( حامی گری هایش در خدمت جنگوی غیر سازنده ای است که ، هدفش شخصی است ) ، و شخص حمایت شونده نیز ،از آن جهت که  نمی تواند مستقل اندیشیده و  انتخاب کند ، در نتیجه همیشه آویزان باقی می ماند و نمی تواند رشد کند .

 

البته ، این نکته نیز قابل تامل است که ،  حمایت از سایرین به خودی خود ، اشکالی ندارد و ما تنها به حالتی اشاره کردیم که این حمایت ها هر چند به ظاهر از سر عشق و دلسوزی صورت می گیرد ، اما در نهان  هدفی اشتباه و آسیب رسان را در پی دارد .

 اهمیت و ارزش حامی و حامیگری بر کسی پوشیده نیست ، از این رو کسب آگاهی در جهت شناخت آن و درست استفاده کردن نیز بسیار ضروری است . تصویر خورشید را به عنوان حامی متعالی در ذهن داشته باشیم و بدون دریغ و توقع ، و بدون اینکه قصد کنترل را داشته باشیم ، صرفاً برای زندگی کردن بعد حامی وجودمان حمایت کنیم ، تا به صورت برنده- برنده ، هم خود و هم سایرین از آن لذت ببریم و رشد کنیم .

 

/ 2 نظر / 11 بازدید
غزاله جون

یعنی محبت کردن و ابراز علاقه و یا هدیه دادن از این نوع حامی گری محسوب میشه ؟ من به شخصه عاشق قربون صدقه رفتنم البته وقتی که عصبانی نباشم D: و اینکه عاشق هدیه خریدن و کادو کردنشون هم هستم ! اینها میتونه آسیب بزنه ؟ آیا اینها هم اسمش حامی غیر سازنده هست ؟ و من باید مراقب باشم ؟

رضا

سلام چند نوشته شما را خواندم و از اینکه عمیق و دقیق مینوسید متشکرم. در مورد این نوشته لازم است بگویم به طور کلی تعادل در دادن و گرفتن تضمین کننده ثبات یک رابطه است. کسی که بیش از حد میبخشد و چیزی دریافت نمیکند زود از آن رابطه خارج خواهد شد. کسی که فقط دریافت میکند نیز به طور پایدار در رابطه ای باقی نخواهد ماند. به همین خاطر فکر میکنم حمایتگری یکطرفه موفقیت آمیز نخواهد بود. و البته حمایت توام با آگاهی و شناخت از نحوه و میزان حمایت، موفق تر خواهد بود. خوشحال میشوم نوشته های مرا نیز در وبلاگم بخوانید و نظر بدهید. موفق باشید