نقش بعد معنوی وجودمان در تعاملات در لحظه زندگی مان(قسمت چهارم)

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم

چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

 

به انسان بنگرید! او را چگونه و در چه اندازه ای می بینید؟ آیا این تنها یک زندگی دنیوی و مادی است که می آییم و می خوریم و می خوابیم و به مدرسه می رویم و سواد می آموزیم و گاهی کتاب و روزنامه می خوانیم و شاید گاهی نیز دست به قلم ببریم و چند خطی بنویسیم و کار می کنیم و پول می اندوزیم و خانه و ماشین و .. می خریم و ازدواج می کنیم و نهایتاً فرزندانی خواهیم داشت و نسل خود را احیا می کنیم؟ آیا همین است؟ آیا به همین منوال ادامه می یابد؟ اگر چنین است در سال های پایانی عمر خود به چه خواهیم اندیشید؟ به اینکه عجب روزگاری بود و چه زود و یا چه سخت و یا چه شیرین گذشت؟ و هیچگاه به مسیر حرکت دنیا و آدمی فکر کرده اید که از کجا شروع کرده است و اجدادمان چه کرده اند و چه دریافت هایی داشته اند و چه طریقی را پیش گرفتند و اکنون ما در کجای راهیم و اصلاً هدف از حضور و وجودمان بر روی این سیاره خاکی چه بوده و هست و ما به کدام سو نظر داریم و آیا زندگی فردای ما بهتر از امروز و امروزمان بهتر از دیروز بوده و یا خواهد بود؟

 

 

بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا

در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من



از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم

ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

 

 

 

چنین سوالاتی ذهن پویا و جستجوگرمان را در مراحل مختلفی از زندگی به خود جلب و مشغول می کند و بسیاری از ما در پی پاسخ آن به دنبال سرنخی در بیرون می گردیم و گاهی نیز با اطرافیان خود باب سخن را باز کرده و آنها را نیز به چالش می کشیم تا بدانیم آنها چه جوابهایی دارند.

 

 

آنچه که واضح، روشن و مبرهن و مسلم است آن است که این سوالات در نگرش، تصمیم گیری و انتخابهایمان و در نتیجه نحوه زندگی مان تاثیر بسزایی خواهد داشت و ارزش و معنا را در آن جاری خواهد ساخت.

 

 

و درصورت رسیدن به سرنخ و جواب، زندگی مان را به سطحی والاتر و متعالی تر ارتقا می دهد بدین صورت که دیگر مسایل را مشکلات نمی بینیم و همه درگیری ها و سختی ها را همچو ابزار و نشانه هایی خواهیم دید و شناخت که با آگاهی و یادگیری درس تجربه و دلیل بودن در شرایط موجود، می توانیم بر آنها سوار شده و زمام امور را به دست گرفته و از آنها عبور کنیم تا به خود حقیقی خویش نزدیکتر شده و ابعاد و جلوه های ناشناخته و تازه تر و جدیدتری را از خود کشف نماییم که در انتها به وسعت و گسترده تر کردن خودمان می انجامد که هرچه افق وسیعتری از خویش داشته باشیم، آگاهانه تر زندگی و انتخاب و حرکت می کنیم و آرامش بیشتری را تجربه کرده و ایمان خود را به آفریدگار و پروردگار خویش محکم تر کرده و پذیرش بالاتری را نسبت به شرایط تجربه خواهیم کرد و هر آنچه هست را همانطور که هست خواهیم پذیرفت و همه را خیری از سوی خدای خویش خواهیم دانست و برای آن هر لحظه و هر نَفَس به شکرگزاری و ستایش خداوند بزرگ خواهیم پرداخت.

 

  

 

یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی

پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من

 

 

همانطور که در قسمت سوم اشاره شد، نظریه هوش معنوی پس از آنکه برای اولین بار در سال 1997 توسط دو نویسنده دانا زوهار و یان مارشال معرفی شد، در سال 2000 کتابی را با همین عنوان (SQ: Ultimate intelligence) منتشر کرده و آن را عامل یکپارچکی و به تمامیت رسیدن و کامل شدن دانسته اند. در این کتاب در موردشواهدعلمی SQ نیز بحث شده است نظیر پژوهشهای مایکل پرسینگر روانشناس اعصابو راماچاندران متخصص مغز و اعصاب در دهه 1990دردانشگاه کالیفرنیا که منجربهشناسایییکنقطهدرمغزانسان شد که به نام نقطه خدا (God-Spot) نامگذاری شد.اینمنطقه در یکی ازاتصالاتعصبیدرلوبتمپورالمغزواقع شده است.در طولاسکنباتوپوگرافیانتشارپوزیترون، این مناطقعصبیهر زمان که موضوعات تحقیقی معنوی و روحانی با افراد مورد بحث قرار گرفته است روشن شده اند.با اینکه وجود این نقطه در مغز دلیلی برای اثبات وجود خدا نمی دهد، ولیکن نمایانگر آن است کهمغز برای پاسخ به پرسش های نهایی و غایی برنامه ریزی شده است.

 

 

ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها

ای آن بیش از آن‌ها ای آن من ای آن من

 



 

چون منزل ما خاک نیست گر تن بریزد باک نیست

اندیشه‌ام افلاک نیست ای وصل تو کیوان من

 

 

 

هوشمعنوی،مشاور و راهنمای رسیدن به درک درستی از ابعاد دیگر است و تمایلمابرای یافتن معنا وارتباطبابی نهایت است.  هوشمعنوی به ما کمک می کند تااصولدرست و حقیقی را که در ناخودآگاه ما وجود دارند را هضم و درک نموده و بخشیازآگاهیمان نماییم که می تواند مانند یکقطب نما برایمان عمل کند. برای این منظور قطب نماتصویربسیار خوبی است، زیرا که همیشه به نقاطشمال اشاره دارد که دلالت به سمت بالا دارد.

 

 

ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من

ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من


ادامه دارد ...

 

/ 0 نظر / 12 بازدید