باهاش باش (3)

در مطالب پیشین در خصوص همراه بودن با مسأله (باهاش باش  (١)و باهاش باش (٢))، توضیحاتی در خصوص بودن با مسأله گفته بودیم و در ادامه اکنون می خواهیم با زبانی دیگر آنرا بیان و بررسی کنیم . پدیده ای بنام اثر زایگارنیکداریم که به زبان ساده توضیح آن بدین صورت است:


ذهن ما عادت دارد که هر مسئله ای برایش روشن باشد به همین دلیل هنگامیکه به یک مسئله مبهم یا حل نشده می رسد، تا زمانیکه  پاسخ قانع کننده ای برای آن پیدا نکند مرتب به دنبال پاسخ می گردد و روی این مسئله تمام انرژی خود را می گذارد.

زایگارنیک پژوهشگری بود که با انجام آزمایشاتی بر روی دانش آموزان و نحوه حل تکالیف درسی و همچنین بررسی نتایج امتحانات آنها و در نهایت با بررسی زمان به خاطر سپاری مباحث درسی در حافظه کودکان ،  متوجه شده بود دانش آموزان تکالیف نیمه تمام را بیشتر به خاطر می آورند تا تکالیفی که کاملاً حل شده باشند !!



تصور کنید دنبال کار مهمی هستید ،مثلاً مراسم جشن تولد دوست شما هست و شما سرگرم سامان دادن به برنامه ها و پذیرایی از میهمانان هستید. میان میهمانان ، فردی برایتان بسیار آشناست ولی به یاد نمی آورید او را کجا دیده اید ، رها می کنید و به دنبال پذیرائی و هیجانهای مخصوص مراسم خودتان می روید ،ولی این ذهن شما انرژی شما را در جهت شناختن آن میهمان به کار می گیرد ، هنگامی هم که مشغول کارهایتان هستید و یا کنار سایر میهمان ها  نشسته اید و غرق در خیالات فرحبخش خودتان هستید ناگهان مثل اینکه گنجی یافته اید برقی در چشمانتان می درخشد که نشان می دهد که فرد مذکور را به خاطر آورده اید.او همان قصاب محل قبلی شما بوده است که از قضا یکی از اقوام دوست شما هم است.

و یا مثال ارشمیدس که با فریاد "یافتم، یافتم " از حمام خارج شده بود !!  ارشمیدس هنگام کشف مسئله جرم حجمی در حمام بود ولی به مجرد اینکه جواب را یافت از شوق یافتن جواب ، برهنه از حمام بیرون دوید و فریاد زد یافتم یافتم .(یعنی حتی در حمام هم ،ذهن ارشمیدس در حال خرج انرژی جهت حل مسئله جرم حجمی بود ) این مسئله در مکاتب روانشناسی به فسلفه آها معروف است.

 

با توجه به این خصوصیت ذهنی که در همه ما مشترک است ، اولاً می بایستی توجه داشته باشیم که ذهن خودمان را از مسائل جزئی و ابهام آمیزی که اهمیت چندانی برای ما ندارند پر نکنیم چون ما به ذهن و انرژی حوزه ذهنمان برای موارد ضروری و لازم احتیاج داریم . از سویی دیگر  توجه داشته باشیم این خصوصیت ذهنی مان می تواند برای حل مسائل مهم و مربوط به رسالت شخصی ما بسیار مفید باشد !!

قطعاً پاسخ برخی از سوالات ما ، برای افرادی که از ما آگاهی بیشتری دارند واضح و روشن است ولی شاید در آن لحظه ما آمادگی پذیرش را نداشته باشیم و یا از گوشی شنیده و از گوش دیگر خارج کنیم . در حالیکه اگر زمان بیشتری با مسئله همراه باشیم و جمله اهاش باش " را به رسمیت بشماریم ، آمادگی بیشتری خواهیم داشت و ظرف وجودی ما اندازه لازم برای جاری شدن آگاهی مربوطه را خواهد داشت . از طرفی این زمان دادن کمک می کند تا گاهی خودمان به جواب برسیم. 

پس از این پس برای یافتن پاسخ سوالاتمان ، عجله بیش از اندازه نداشته باشیم و در عین اینکه مترصد یافتن پاسخ هستیم ، با مسئله همراه باشیم تا در زمان مناسب پاسخ را از بیرون و یا درون خود دریافت کنیم .

/ 1 نظر / 4 بازدید
لیلا

سلام[لبخند] ذهن من مثل ژنراتور سوال تولید میکنه , فکر می کنم جواب 20 تا 30 درصدش رو خودم یا آدما بهم میگن , بقیه اش بی جواب میمونه و هی تو ذهنم تکرار میشه و تعدادش هم بیشتر و بیشتر میشه (مغزم شبیه یک درخت میمونه پر از علامت سوال), اینجوری وقت مفیدم تلف میشه. روش یا تمرینی هست که بتونم از تسلسل ذهنم بیام بیرون ؟ یا انرژی ذهنم سازنده تر صرف بشه؟ خیلی خیلی ممنون[فرشته]