نقش بعد معنوی وجودمان در تعاملات در لحظه زندگی مان(قسمت هفتم)

 

مقایسه و توضیحی کلی درباره ٍEQ ، IQ و SQ :

برای راهیابی و تجربه EQ به حداقل IQ و همچنین برای ورود به SQ به حداقل EQ نیاز است. بدین منظور که IQ به منزله دروازه برای ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضای دلخواه خود برای انجام مطالعات لازم و حتی تحصیل در رشته و یا امکان کار در زمینه مورد علا قه مان نخواهیم بود، و در ادامه نیز آنچه که ما را در زمره بهترین ها در شغلمان و رشته مورد علا قه مان جای می دهد میزانEQ مان است. همزمان بهره مندی از حداقل EQ نیز شروع مناسبی برای سفرهای روحانی و معنوی می باشد، چرا که نیاز به کمی خودآگاهی داریم که تنها از طریق ارتباط با دیگران و در نتیجه شناخت پیدا کردن بر استعدادها و صفات و حتی سایه هایمان قابل دستیابی است. اما نکته قابل توجه هم افزایی این هوش هاست که به محض آغاز تمرینات معنوی، هوش معنوی خود می تواند در رشد EQ نقش بسیار تقویت کننده و فعال کننده و موثری داشته باشد زیرا هرچه آگاهتر گردیم رابطه و ارتباط حضور و وجود خود را بر روی زمین و در کنار سایرین واضح تر، روشن تر و پر رنگ تر می بینیم که انگیزه ای برای ارتقای EQ در ما می گردد (راه خدا از میان خلق خدا می گذرد). در واقع می توان گفت EQ و SQ تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر یک باعث پرورش و توسعه دیگری می شود.

 

 


شایان ذکر است که کامپیوترها از میزان IQ بالا یی برخوردارند و اغلب حیوانات نیز دارای EQ بالا یی هستند. برای مثال کارهاى شگفت‏آور" مورچگان" و تمدن شگرف آنها، عجائب زندگى" زنبوران عسل" و ردیابى حیرت‏انگیز آنها، آگاهى" پرندگان مهاجر" از مسیریابی که گاه فاصله میان قطب شمال و جنوب را طى مى‏کنند، اطلاعات فوق العاده" ماهیان آزاد" در مهاجرت دست جمعى در اعماق دریاها، وجود حواس فوق العاده‏اى در حیوانات، همچون دستگاه رادار در شب‏پره و شامه بسیار قوى بعضى از حشرات، و دید فوق العاده نیرومند بعضى از پرندگان عموماً از مسائلى است که از نظر علمى مسلم و دلیل بر وجود مرحله مهمى از غریزه در این حیوانات است.

 

 


اما این تنها انسان است که از هوش معنوی SQ برخوردار است که هوشی تحول پذیر می باشد و توانایی ای است که به او قدرت می دهد تا خلاق باشد و قوانین و نقش ها را متحول نماید و بدین صورت تحولاتی اساسی ایجاد کرده و دنیای اطرافش را به بهترین شکل بسازد و دگرگون سازد. زیرا در تعاریف ضریب هوشی (IQ) و هوش هیجانی (EQ) وقایع غیرعادی را با اصطلاحاتی نظیر "همزمانی، شانس و تصادف" که از هرج و مرج خودجوش حاصل می شوند، تشریح می کنند. درصورتیکه SQ موشکفانه تر به این مسایل می پردازد و فرض را بر این می گذارد که آنها با آگاهی بی نهایت برنامه ریزی شده اند.

 

 

وجه تمایز SQ از IQ و EQ ، قدرت ایجاد تغییر و تحول آن است. ضریب هوشیدر درجه اولمشکلاتمنطقی را حل می کند.هوش هیجانی به مااجازه می دهد تا احساسات خود را زندگی کنیم و اوضاع و احوالی را که در آن هستیم قضاوت کردهوبهترین رفتار را در وضعیت و شرایط موجود بیآفرینیم.هوش معنوی بهما اجازه می دهد تا بپرسیم که آیا اصلاً می خواهیم در آن وضعیت و موقعیت باشیم یا خیر، تا بخواهیم رفتاری از خود بروز دهیمو این ممکن است منجر بهایجاد انگیزه ای جهت ایجادیک موقعیت جدید گردد.و ما را تشویق به ایجاد تجاربی جدید همسو با مسیر حرکت مان و تمایلات درونی و حقیقی مان می کند که موجب تحول و تولد هر لحظه مان می شود تا زمانیکه به خود حقیقی خویش دست یابیم و در راستای فردیت و رسالت شخصی مان زندگی نماییم و نفس بکشیم مانند کرم ابریشمی که پس از تکامل، به پروانه متحول می شود و باری دیگر متولد می گردد.

 


به یاد داشته باشیم که نظریه هوش معنوی احساسات را (فراتر از آنچه که تئوری احساسات بیان می کند که ، احساسات طبیعی است و امری است که به صورت ژنتیکی، هورمونی و یا غریزی در طبیعت وجود دارد) ابزار و وسیله ای از کانال های الهام بخش معنوی می داند که مردم را برای پیدا کردن راه شان ترغیب و مشتاق می کند و مانند سنسور عمل می نماید همانگونه که در آرک تایپ عاشق در سفر قهرمانی نیز به عقده ها که از غرایزمان نشات می گیرند به عنوان نشانه های راه اشاره شده است که با چک کردن آنها می توانیم کشش ها را پیدا کرده و برای شفا بخشیدن و رشد خود جهت تعالی گام برداریم.

 

/ 0 نظر / 6 بازدید